آغاز سال تحصیلی 1400-1399 | دانشگاه امام صادق(علیه السلام)| 99/06/29

بسم الله الرحمن الرحیم

و الصلاه و السلام علی سیدنا محمد(ص) و آله الطیبین الطاهرین المعصومین(س)

در آستانه چهلمین سال دفاع مقدس گرامی می داریم یاد و خاطره شهیدان عزیزی که هر آن چه در جمهوری اسلامی در ابعاد مختلف عائد و واصل شد، به برکت مجاهدت ها و تلاش ایثارگرانه شهدا، جانبازان و اسرا بود إن شاء الله خداوند درجاتشان را عالی کند و ما را در قیامت شرمنده شهدا قرار ندهد همچنین یاد و خاطره حضرت آیت الله مهدوی کنی(ره) را گرامی می داریم که اگر این دانشگاه می درخشد و اگر نسل اندیشمند و با فضلی در شاخه های مختلف علوم انسانی - اسلامی تربیت شد، به برکت پایمردی و مجاهدت های این مرد بزرگ بود که خرمن عمر، علم و فضیلت خود را به پای جوانان مستعدی گذاشت که هم اکنون هر یک در شاخه ای توانا شده اند و باید قدر شناس و قدر دان مجاهدت های آن مرد بزرگ باشیم که إن شاء الله حشرشان با أباعبدالله(ع) و اولیای الهی باشد. مراتب تأسف عمیق خودم را نسبت به عزیزی ابراز می کنم که همکار شما و همکار ما در دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم بودند. برادرمان حجت الاسلام والمسلمین سیدعباس موسویان که حقیقتاً این ضایعه همگان را در غم و اندوه فرو برد. دوستانی که از نزدیک با ایشان همکار بودند، شاهد بودند که خلوص، تواضع، ادب و فضل کاملاً در ایشان موج می زد و هر جا دستی به طرف ایشان دراز می شد و خدمتی از ایشان خواسته می شد به هیچ وجه دریغ نداشت، خداوند متعال إن شاء الله ایشان را با آباء طاهرینش محشور کند.

در آیات، روایات و منطق دینی تمام برکات، خیرات و پژواک کارهایی که انجام می گیرد همچون عبادات و امور شرعی و تعبدیات و...، ثمره و ترجمان اخروی دارد و به درجاتی که انسان در قیامت پیدا می کند برمی گردد. در ادعیه و روایات بسیار است، مثلا در دعای یازدهم صحیفه سجادیه حضرت می فرمایند که «یا مَن ذِکره شرفاً للذاکرین، یا من شُکره فوز للشاکرین، یا من طاعته نجات للمطیعین» یعنی اگر شکر به جا می آوریم، ذکر می گوییم و عبودیت داریم همه به ما واصل می شود و مایه شرف، فوز و نجات ماست. ترجمان شرف اینکه در روایات می فرماید «اشراف امتی حملة القرآن» یا «شرف المومن صلاته بالیل» و یا اینکه می فرماید: کسی که ذکر می گوید چه ذکر لسانی و چه عملی، [حضرت آیت الله بهجت(ره) می فرمودند: تصور می کنند که ذکر فقط ذکر لسانی است اما اینکه دست گیری و خدمت رسانی به نیازمندان ذکر الله است و ذکر معنای وسیع دارد] این ذکر شرف مومن است. به بیان دیگر ترجمان اینها به منزلتی که انسان عندالله پیدا می کند در قرآن هم «لهم درجات عندالله» دارد هم «هُم درجات عندالله» انسان ها در آخرت درجات دارند همانگونه که جهنم درکات دارد و اهل شقاوت مراتب شقاوتشان در ترجمان اخروی به مراتب دوری از حضرت حق است، صالحین و اهل طاعت نیز «هُم درجات» و «لهم درجات».

آیا در این دنیا می توان فهمید که منزلت ما نزد خداوند چگونه است و آیا نشانه ها، علائم و شاخصه هایی وجود دارد که انسان بتواند نسبت به منزلت های اخروی، ارزیابی از خود داشته باشد؟ همه چیز در قیامت آشکار می شود «ذلک یوم الحق» «یوم تبلی السرائر» لهذا مراتب منزلت و قرب انسان در قیامت آشکار می شود. اما از آیات و روایات استفاده می شود که چنین نیست که همه چیز موکول به آخرت باشد. قدری نیز در این دنیا می توان فهمید که چگونه هستیم و شاخصه هایی ذکر شده است.برای مثال وقتی گفته می شود «إنّ الصلاه تنهی عن الفحشا و المنکر» نماز اگر نماز واقعی باشد، اسقاط تکلیف نباشد و «قربان کل تقی» باشد، شاخص ذکر شده است. اگر مصلی نماز به جا بیاورد و بخواهد بفهمد که آیا نمازش، نماز مقبولی بوده است شاخصی ذکر شده است. اگر انسان نماز خواند و نمازگزار بود و این نماز باعث شد که از منکرات و آنچه که مبغضات حضرت حق است، دور شود و تمایل به معروف و آنچه که قربات است پیدا کند، معلوم می شود این نماز، نماز مقبولی بوده است. در رابطه با منزلت انسان نسبت به خداوند روایاتی وجود دارد که شاخص ذکر کرده است. محمد بن سنان از مفضل از ابن زبیان نقل می کند که خدمت امام صادق(ع) بودیم حضرت چنین فرمودند: «مَن أحَبَّ عن یَعلم ما له عند الله»، اگر کسی بخواهد بداند چه منزلتی نزد خدا دارد و منزلتش نزد خدا چگونه است، «فلینظُر کیف منزلت الله عنده» دقت کند که خدا چقدر نزد او منزلت دارد. آیا صبح و شام همواره یاد خدا هستیم؟ آیا حب و بغضمان لله است؟ خدا تا چه اندازه در قلب، خاطر و کارهای ما حضور دارد؟ منظومه عاطفی، احساسی و ارزشی ما چقدر رنگ و بوی خدا را دارد بنابراین «بل الانسان علی نفسه بصیره» اگر با خود صادق باشیم می توان فهمید تا چه اندازه وجوه زندگی ما خدایی است.

روایت دیگر که مرحوم صدوق در خصال از امیرالمومنین علی (ع) نقل می کند حضرت می فرمایند که: «مَن أراد مِنکم أن یعلم کیف منزلته عندالله» هر کسی می خواهد بفهمد منزلتش نزد خدا چگونه است، «فلینظر کیف منزلت الله منه عند الذنوب» جایی که صحنه گناه مخصوصاً گناهانی که در خلوت پیش می آید، محک خوبی است که اگر در آنجا یاد خدا کرد و بخاطر خدا از گناه گذشت و مرتکب نشد، معلوم می شود که نزد خدا منزلت و قیمت دارد زیرا خدا نزد او حرمت و منزلت دارد؛ «فلینظر کیف منزلت الله منه عند الذنوب کذلک منزلته عندالله عزوجلّ». این یک شاخص است و معلوم می شود شخص چه منزلتی نزد خدای تبارک و تعالی دارد.

ارزشیابی میزان ارزشمندی یک موسسه و ارزیابی کیفیت عملکرد در رابطه با موسسه های تجاری، صنعتی و اقتصادی بسیار روشن است و با شاخص های مشخصی، میزان تولید، فروش، سود حاصل از درآمد، طرح های توسعه کمی و قدرت تسخیر بازار ارزیابی می شود اما در مورد موسسه های علمی، فرهنگی و نهادها و مراکزی که فعالیت فرهنگی و علمی انجام می دهند، مسأله ارزیابی و تعیین میزان ارزشمندی و اثر گذاری فعالیت ها به غایت دشوار می شود که برخی از این دشواری هم به اختلاف نظر ها باز می گردد به عنوان مثال فرض بفرمایید در موسسه های آکادمیک و علمی برای اهل فن تحقیقات و آورده های علمی در تحقیقات بنیادین در علوم پایه بسیار ارزشمند است اما در بیرون محیط علمی و دانشگاه ممکن است چنین تصوری نباشد و شاید بیشتر تحقیقات کاربردی، حجم آموزش و میزان موفقیت در آموزش شاخص ارزیابی باشد. به نظر بنده برای ارزیابی و تعیین میزان ارزشمندی در رابطه با موسسه ای مانند دانشگاه امام صادق(ع) دو محور اصلی وجود دارد؛ 1) نیرو پروری و کادر سازی که دانشگاه از زمان تأسیس خود انجام داده و کارنامه نسبتاً موفقی داشته است که به دلیل دقت و حساسیت در پذیرش و جذب دانشجویان با انگیزه، متدین، متعهد و علاقمند به نظام و انقلاب می باشد و این یک مزیت نسبی برای این دانشگاه محسوب می شود. 2) کادر آموزشی و اداری که آنها نیز بحمدالله با درصد بسیار وسیع درخشیدند. در برهه هایی از زمان نیاز بوده است که از ظرفیت علمی بیرون از مجموعه استفاده شود گاهی چنین نبوده که تمام کادر علمی، محصول خود مجموعه و وابسته به خود مجموعه باشند اما زمانی که به این تاریخچه نگاه می کنیم برجستگی خاصی مشاهده می شود و آن برخورداری این دانشگاه از نیروهای علمی و کارمندان متعهد است، اینها ظرفیت بسیار خوبی ایجاد می کند که در کادرسازی، پرورش نیرو و به ثمر نشاندن دانشجویان، موفق باشد که واقعیت نیز این است که دانشجویان این دانشگاه رنگ و بوی خاصی دارند و این به برکت جذب حساب شده و همچنین وجود فضای خوب و کادر مدیریتی و علمی خوب است.

محور دوم ارزیابی و ارزشیابی نسبت به این دانشگاه به مسأله تولیدات علمی باز می گردد. تولیدات علمی نیز دو بخش دارد؛ 1) پایان نامه هایی که به دفاع می رسد. 2) تولیدات علمی اعضا هیأت علمی.

 در اینجا نکاتی عرض می کنم. عموماً در محیط های علمی کشور مسأله تولید محتوای دانشی که در قالب پایان نامه ها و تحقیقات فردی هیأت علمی است از دو آسیب خاص رنج می برد که یکی تشتت و پراکندگی موضوعات است. همواره در زمان مسئولیت خود، (چون ده دوازده سال پیش که مدتی رئیس دانشگاه بودم و در این نه سال اخیر هم که رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم هستم که دانشگاه باقرالعلوم(ع) و نیز پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی را دارد) دغدغه ام مسأله پراکندگی موضوعی در پژوهش ها است. پیشنهاد بنده این است که هر گروه علمی (علوم سیاسی، حقوق، اقتصاد و...) برنامه میان مدتی را تعریف کند و در این برنامه میان مدت چند کلان پروژه به صورت مسأله محور تعریف کند، به عبارت دیگر مسائل کشور را حسب مزیت نسبی و ظرفیت علمی ای که دارد در آن حوزه دانشی احصاء کند براساس تخصص اساتید و همکاران گروه، از میان فهرست مسائل، چند مسأله را به عنوان مسأله گروه در نظر بگیریم.

در گام بعدی، نظام موضوعات یک مسأله را فهرست کنیم. مشاهده شده است که دانشجو حیران است که چه موضوعی را فحص و انتخاب کند، بسیار خوب است خود که گروه هایی که می خواهند در سال آتی فوق لیسانس و دکتری بگیرند از قبل بدانند که نظام موضوعاتی که می خواهند در رابطه‌ی آن تولیدات دانشی داشته باشند، چه چیزی است و به دانشجو از ابتدا حسب این نظام موضوعات، راهنمایی و معرفی کنند تا حاصل چند دوره دانشجو جذب کردن و تلاش علمی هیأت علمی، کمک قاطبه به حل یک مسأله شود و یک کلان پروژه را به سرانجام برساند.

ضعف دوم که بنده در فضای علمی کشور مشاهده کرده ام، عدم توازن میان تحقیقات علمی است. تشتت موضوعی نوعی مشکل است اما عدم توازن مشکلی دیگر است. عدم توازن را مختصر توضیح می دهم. بسیاری از مسائل یا کلان موضوعاتی که وجود دارد ابعاد مختلفی دارد. مانند بحث عدالت اجتماعی که یک سری محورهای پژوهشی مفهومی دارد. مفهوم شناسی عدالت، یک محور است و محور دیگر بحث های پیشا نظریه عدالت است که قبل از اینکه یک نظریه عدالت توزیعی، فرهنگی یا سیاسی ارائه کنیم، یک سری مباحث نظری وجود دارند که بنده آن را پیشا نظریه عدالت می‌نامم که بحث های بسیار محکم و بنیادی دارد و باید حل و فصل شود. یک فضای بحث، نظریه پردازی عدالت و مطلوبیت های جامعه سیاسی است بنابراین محورهای مختلفی وجود دارد. بحث مبانی، اصول، اهداف، غایات تعلیم و تربیت در اقتصاد و حوزه های دیگر نیز از دیگر محورها هستند اما مشکلی که مشاهده می شود، عدم توازن بین این مباحث است. جامعه علمی گاهی اوقات به شکل کاریکاتوری وارد بحثی می شود بدین معنا که حجم تحقیقات در زاویه ای بسیار زیاد است و در بخش هایی بسیار فقیر و نحیف است. پیشنهاد عملی بنده این است که مکان هایی مانند دانشگاه امام صادق (ع) با سایر مراکز علمی که چنین دغدغه ای دارند، نیاز دارند که یک مجمع تشکیل دهند نسبت به مسائلی مانند مسائل نظام، علوم انسانی-اسلامی و نسبت به حوزه های مختلف مسائل تقسیم کار کنند و حسب مزیت های نسبی که دارند، سعی کنند این توازن را برقرار کنند.

عذر خواهی می کنم که مصدع شدم، بنده امتثال امر کردم و دستور دادند در این جلسه شرکت کردم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.