سخنرانی در حسینیه مجازی شفقنا | 99/06/05

بسم الله الرحمن الرحیم

والصلوه والسلام علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

بحثی که در نظر دارم در دقایقی عنوان کنم، ظرفیت های معنایی نهضت حسینی است. واقعیت این است که در طول تاریخ حوادث غمبار، تراژیک و بهت آور زیادی را در ملت های مختلف و پهنه تاریخ شاهد هستیم اما به جرات می توان گفت که هیچ حادثه و واقعه ای، عمق و امتداد تاریخی و اثربخشی و مانایی و انسان سازی و حرکت آفرینی نهضت حسینی را نداشته است و این حادثه، درواقع یک ظرفیت عظیمی را ایجاد کرده است که به شکل فراتاریخی و فرانسلی، به شکل زنده و پویا، اثر خود را در برهه های مختلف تاریخی می گذارد و یک منبع عظیم الهام بخش و فرهنگ ساز و تاثیرگذار و حرکت آفرین اجتماعی است.

 

* استمرار الهام بخش نهضت حسینی مرهون صرف شخصیت امام حسین نیست

آنچه که ما به عنوان مکتب حسینی یا نهضت حسینی یا گفتمان عاشورایی یا هرعنوان دیگر معادل این مضمون به کار می بریم محصول و برآیند عمل صالح، کلام طیّب و مجاهدت مومنانه مجموعه ای از صالحان به محوریت حسین بن علی بن ابیطالب(ع) است یعنی خلق آموزه ها و پیام های انسان ساز و مکتب حسینی و استمرار تاریخی و الهام بخشی آن و قدرت معنایی این حرکت و نهضت در تسخیر جان انسان ها مرهون صرف شخصیت امام حسین(ع) نیست. بله، محور اساسی و اصلی، شخصیت عالی و بی بدیل امام حسین(ع) است اما اصحاب، یاران، اطفال و اهل بیت امام حسین(ع) هم در شکل دهی به این نهضت و درون مایه این مکتب و گفتمان معنایی عاشورایی نقش آفرین هستند.

در یک تقسیم بندی کلی، ظرفیت ها و کارکردهای مکتب حسینی را می توان به دو دسته ظرفیت های معنایی و کارکردی اجتماعی تقسیم کرد. مبدا و منشا این تقسیم بندی دوگانه، تفنط به این واقعیت است که حیات فردی و اجتماعی ما آدمیان، دو لایه اصلی دارد؛ یک لایه درونی که افکار، عقاید، عواطف، احساسات، ارزش ها، آمال و آرزوها، نگرش ها و بینش های ما را تشکیل می دهد یعنی جنبه نرم افزارانه زیست و حیات بشری.

بعد و لایه دوم، لایه برونی و سخت افزارانه حیات بشری است که شامل کنش ها، رفتارها، تصرفات در طبیعت، سازندگی ها، سبک زندگی، نهادسازی های مختلف سیاسی و اجتماعی، معماری ها، مناسبات اجتماعی، تمدن سازی ها و عمران و آبادانی ها و هرآنچه جنبه برون داد و رفتاری دارد. درواقع آنچه تبلور عینی و کنش بیرونی آدمیان است.

اگر لایه درونی را با بیرونی مقایسه کنیم، متوجه می شویم که لایه درونی(معنایی) مقدم بر لایه بیرونی و کنشگری انسان است یعنی درواقع آنچه که از رفتارها و کنش ها و ایجادها و احداث ها و جنبه های سخت افزارانه در بیرون محقق می شود، متاثر و معلول و برگرفته و تاثیرپذیرفته و از لایه درونی است و درواقع لایه معنایی و درونی است که کنش ها و رفتارها را هدایت می کند و سبک های زندگی و مناسبات اجتماعی را شکل می دهد.

با توجه به این دو جنبه مهم، باید اعتراف کنیم که برجستگی و فوق العادگی نهضت حسینی در قوت و قدرت معنایی آن است یعنی آموزه ها و پیام های مکتب حسینی، دنیای درون و شعور و آگاهی و احساس و عواطف آدمیان را مورد خطاب قرار می دهد. اگر در بستر تاریخ، این نهضت حسینی دارای کارکردهای اجتماعی خاص شده و اگر در درون جهان تشیع، انسجام بخش و حرکت آفرین شده و اگر معرفت بخش و انسان ساز و تاثیرگذار بوده است، این تاثیرات عینی و حرکت های اجتماعی و تاثیرات عینی که در رفتار و شکل دهی مناسبات اجتماعی در جهان اسلام بویژه جهان تشیع داشته، معلول آن قدرت معنایی است یعنی کانال تاثیرگذاری و کارکردهای اجتماعی نهضت عاشورا، از طریق تاثیرگذاری در آن لایه معنایی و درونی انسان هاست.

 

* محورهای چهارگانه ظرفیت های معنایی نهضت حسینی

چون بحث ما متمرکز بر ظرفیت معنایی نهضت حسینی است، گمان می کنم، ابعاد و ظرفیت های معنایی نهضت حسینی را می توانیم در چهار محور اصلی فهرست و طبقه بندی کنیم؛

اول: ظرفیت های فرامذهبی و فراتاریخی مکتب حسینی: جان مایه و درون مایه و روح و حقیقت حرکت حسینی، عدالت طلبی و ظلم ستیزی است، حق طلبی و حق مداری است. عدم تسلیم برابر ستم است، حریت و آزادگی و حفظ شرافت انسانی، عزت طلبی و ذلت ناپذیری برابر افراد پست و دون مایه و خودکامه است. امام حسین(ع) و یارانش با ایثار جان خود و اسارت خاندان شریف خود، پای این ارزش ها ایستاد و بر نقش برجسته این ارزش ها در زندگی و حیات انسانی تاکید کرد و از مرز تاکید زبانی و نظری بر این ارزش ها عبور کرد و در عرصه عمل و تحقق عینی، این ارزش ها را متجسّد و متبلور کرد. در طول تاریخ، بسیاری از متفکران و مصلحان بر اهمیت و ارزشمندی این گونه آرمانها و ارزشهای انسانی تاکید کرده اند اما حسین بن علی(ع) و یاران باوفایش و خاندان شریفش، این ارزش ها را در عمل نشان دادند و تا پای جان، و با تمام ایثار وجودی خودشان، این ارزش ها را پاس داشتند و پای این ارزش ها ایستادند و جان شیرین و هویت خود را پای این ارزش ها نهادند و ثابت کردند که ارزش زیستن و فلسفه حیات با این ارزش ها گره خورده است. این ارزش ها و جهت گیری ها منطبق بر فطرت و وجدان اخلاقی بشر است. این ارزش ها، ارزشهای فرادینی هستند یعنی بشر از آن جهت که بشر است با فطرت اخلاقی و وجدان خود، این ارزش ها را قبول دارد و احترام می گذارد. انسان به فطرت خود، حق طلب و عدالتخواه و ظلم ستیز است.راز اینکه افراد در فرهنگ ها و نژادهای مختلف می توانند با نهضت حسینی ارتباط بگیرند و این نهضت برای آنها جذبه و کشش دارد، ظرفیت معنایی در نهضت حسینی است یعنی نهضت حسینی بر ارزشهایی تکیه کرده و تاکید داشته که ارزش های فرامذهبی و فراتاریخی است لذا در حصار عصر و زمانه و یک نسل و دو نسل محدود نمی شود بلکه فرانسلی، فراعصری و فراتاریخی است. برای انسان دیروز، جذبه و کشش داشت و برای انسان امروز و انسانی که در عصر صنعت و سبک زندگی کنونی زندگی می کند هم کشش و جاذبه دارد و این سبب می شود، نهضت حسینی، ظرفیت بعد بین المللی داشتن را پیدا کند بخاطر اینکه در درون مایه معنایی خود، جنبه فرامذهبی و فراتاریخی دارد.

 

* مکتب حسینی نکات و اصول برجسته اخلاقی را تاکید می کند

دوم: ظرفیت اخلاقی است؛ این ظرفیت هم ظرفیت معنایی است یعنی مکتب حسینی و عاشورایی، مشحون از پیام های اخلاقی و بینش آفرین اخلاقی است. مکتب حسینی، درس صبر و مقاومت و توکل و ایثار و عزت می دهد یعنی نکات و اصول برجسته اخلاقی را مورد تاکید قرار می دهد. در اخلاق اسلامی، توکل، یک رکن است. انسان فرهیخته و رشدیافته اسلامی با توکل به خدا گره خورده است. وقتی آغاز تا انتهای حرکت امام حسین(ع) را نگاه می کنیم، می بینیم کار خود را با توکل به خدا آغاز می کند، در انتهای نامه ای که به برادرش محمد بن حنفیه در آغاز حرکت خود می نویسد، می فرماید:« و ما توفیقی الا بالله، علیه توکلت و الیه انیب». در صبح عاشورا هم در نیایش خود با پروردگار، عرضه می دارد: « اَللَّهُمَّ اَنْتَ ثِقَتی فی کُلِّ کُرْبَه وَ اَنْتَ رَجآئی فی کُلِّ شِدَّه وَ اَنْتَ لی فی کُلِّ اَمْر نَزَلَ بی ثِقَهٌ وَعُدَّهٌ ….». در طول راه وقتی ضحاک بن عبدالله مشرقی را می بیند و او به امام خبر می دهد که کوفیان خود را برای جنگ با تو آماده کرده اند و نه تنها به یاری تو نمی آیند بلکه به سپاه دشمن تو پیوستند و خود را برای مقاتله و جنگ با تو آماده می کنند؛ حضرت می فرماید: « حسبی الله و نعم الوکیل». و در آخرین لحظات شهادت هم وقتی مجروح بر زمین گرم کربلا افتاده بود، می فرماید: «استعینوا بک ضعیفا و اتوکل علیک کافیا»؛ یعنی از جملات آغازین حرکت با توکل به خداست تا کلمات پیش از شهادت. این پیام، یک پیام اخلاقی بزرگ برای بشریت است که زیست و حیات خود را در فراز و نشیب های مختلف، با توکل بر خدا آغاز کند و به انجام برساند.

ایثار؛ مکتب حسینی پر از ایثار و ازخودگذشتگی است که این عنصر ایثار درواقع یک پیام اخلاقی است که حامل آن، تنها شخص اباعبدالله (ع) نبوده است، تک تک یاران و تک تک اهل بیتی که در صحنه عاشورا حضور دارند، تماما اهل ایثار هستند. مثلا ناف بن هلال را می بینیم که نامزد داشت و هنوز عروسی نکرده بود. زمان میدان رفتن، همسرش گریه می کند و از حضرت تقاضای میدان رفتن می کند و به هرجهت، احساسات طبیعی است برای کسی که در این سن و موقعیت و شرایط به سر می برد. اما منطق ناف بن هلال این است که اگر امروز تو را یاری نکنم، فردا جواب پیامبر خدا را چه بدهم. یعنی انسانی است که در مرز عواطف طبیعی و ایثار و از خودگذشتگی در راه آرمان های اسلامی، این ایثار را انتخاب می کند. همین ناف بن هلال در یکی از شبها که برای آب آوردن به  شطّ فرات رفته بود، نگهبانان گفتند اجازه داری خودت آب بخوری، اما نمی توانی برای حسین و خاندانش آب ببری. در تاریخ ثبت شده است که ناف بن هلال، تشنه لب برمی گردد و ایثار و مواسات را به منصه ظهور می رساند. می گوید: اگر اهل بیت پیامبر(ص) و حسین(ع) تشنه است، من هم تشنه لب باز می گردم.

عبدالله پسر مسلم بن عقیل قصد میدان رفتن داشت و اذن میدان از امام حسین(ع) خواست. امام(ع) به او فرمود: «شهادت پدرت مسلم کفایت می کند». یعنی شما خاندان مسلم دِین خود را به اهل بیت(ع) و پیامبر(ص) ادا کردید. شهادت مسلم بن عقیل کافی است اما این فرزند برومند مسلم بن عقیل در پاسخ، عرضه می دارد:« به خدا قسم، از آنها نیستم که دنیا را بر آخرت برگزینم؛ اگرچه تو امام من به من اذن می دهی برای ترک میدان اما ایثار می کنم، جان فدا می کنم».

اینکه رکن رکین مکتب حسینی، حضرت اباعبدالله است، اما اجزای تاثیرگذار دیگری هم دارد یعنی آنچه که ما مکتب حسینی و مکتب عاشورایی می خوانیم درواقع، تبلور و برون داد و محصول مجاهدت این دسته از انسان های صالح است.

سوم: ظرفیت معرفتی در اثبات حقانیت و مظلومیت اهل بیت(ع) است؛ آشنایان با تاریخ اسلام به خوبی می دانند که بنی امیه، مکر و کید بسیار در تحریف شخصیت علوی و گمراهی و اضلال مسلمین و تغییر جهتگیری فکری و اعتقادی جامعه اسلامی نسبت به خاندان نبوت و دورکردن مسلمانان از نور ولایت و بهره مندی از هدایت های خاندان نبوت کرد. بنابراین با یک تحریف معرفتی و تلاش در جهت چرخش معرفتی در صدر اسلام نسبت به اهل بیت مواجه هستیم. با مکرها و دروغ پراکنی ها و تحریف هایی که بنی امیه و عمال آن صورت می دادند. عاشورا دارای یک ظرفیت معرفتی در این جهت است؛ به این معنا که عاشورا سند حقانیت اهل بیت(ع) و گواهی روشنی بر بطلان و شقاوت دشمنان اهل بیت بود یعنی آن فضای حیرت افزایی که ایجاد کرده بودند و آن غبارآلودگی فضا نسبت به اهل بیت و آن تحریف ها را عاشورا شکست. به همین دلیل در زیارت اربعین می خوانیم: « وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلَالَهِ»؛ یعنی امام حسین(ع)، خون قلب خود را بذل کرد تا بندگان خدا از جهالت رها شوند و از حیرت و سرگشتگی ضلالت خلاصی یابند. یعنی این یک ظرفیت معرفتی برای شناخت حق از باطل در بطن اسلام است.

 

* نهضت حسینی یک ذخیره و منبع عظیم فرهنگی انسانی است

چهارم: ظرفیت عاطفی و احساسی نهضت حسینی در ایجاد کشش درونی و جذب افراد به سمت ایمان و تقوا و سلوک مومنانه است؛ ابعاد عاطفی عاشورا چنان پرکشش و قوی است که جان های زیادی را به سمت خود می کشد و دریچه ای به سوی آشتی با معنویت و توبه و رستگاری می گشاید. بسیاری از افراد در مسیر زندگی خود از طریق لبه تماس عاطفی و احساسی با عاشورائیان، متحول شدند و تغییر سبک زندگی خود به سمت زندگی مومنانه و رنگ گرفته از نور ایمان را مدیون پیوند عاطفی خود با امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) و ارتباط گیری عاطفی با حادثه عاشورا و محرم می دانند.

این ابعاد معنایی و پرظرفیتی معنایی به ضمیمه کارکردهای خاص این نهضت در انسجام بخشی جامعه شیعه و یکپارچگی و همدلی در میان شیعیان و تقویت روحیه سلحشوری و شهادت طلبی و صبر و مقاومت موجب آن شد که در طول تاریخ، معاندان و مخالفان در قالب های مختلف به مقابله با این نهضت اقدام کنند، در محو آثار و محو یاد و خاطره این نهضت تلاش کنند، در سفیدنمایی شخصیت های منفی عاشورا حرکت کنند. در انجام زیارت و توجه به قبر مطهر حسینی، مانع ایجاد کرده و مقابله کنند. در تخریب حائرحسینی تلاش کنند. در مقابل خشم زائران حسینی اقدام کنند. این قالب های سنتی و کهنه مقابله با نهضت حسینی، امروزه قالب های نو و چالش های نویی را به خود گرفته است. تمام این تلاش های کهنه و مدرن و سنتی در مقابله با نهضت حسینی تماما بخاطر قوت معنایی و اثربخشی عظیم فرهنگی و محتوایی است که این نهضت انسان ساز دارد. بنابراین زنده نگاه داشتن عاشورا یک رسالت فرهنگی و بلکه جهانی است. کسانی که حتی مسلمان نیستند اما دل در گرو ارزش های بزرگ انسانی مانند عدالت طلبی، حق طلبی، مقابله با ستم و ناراستی ها دارند باید به نهضت حسینی به عنوان یک ظرفیت عظیم معنایی و فرهنگی برای احیا و زنده نگاه داشتن ارزش های انسانی توجه کنند. درواقع نهضت حسینی یک ذخیره فرهنگی بشری است، تنها ذخیره ایمانی اسلامی نیست و درواقع تنها میراث و منبع فرهنگی شیعی نیست. از این نگاه، نهضت حسینی یک ذخیره و منبع عظیم فرهنگی انسانی است لهذا این وجهه بین المللی و فرامذهبی می تواند داشته باشد و حلقه وصل انسان های حق طلب و آزادی خواه و حرّ و شریف و عدالتخواه در همه جوامع و فرهنگها باشد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

انتهای پیام

https://qom.shafaqna.com/FA/203225