افتتاحیه پنجمین دوره گفتمان نخبگان علوم انسانی | 98/05/13

بسم الله الرحمن الرحیم

و الصلاه و السلام علی سیدنا محمد(ص) و آله الطیبین الطاهرین المعصومین(س)

خیر مقدم عرض می کنم خدمت همه عزیزان مخصوصاً معاون محترم رئیس جمهور جناب آقای دکتر ستاری و حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای پارسانیا و همه عزیزانی که قدم رنجه کردند و در افتتاحیه پنجمین دوره طرح گفتمان نخبگان علوم انسانی شرکت کردند. فرصت زیاد نیست و به اختصار نکاتی را عرض می کنم.

تمدن یک وجه سخت افزاری و یک وجه نرم افزاری دارد. وجه سخت افزاری تمدن در اموری مثل معماری، گونه شهرسازی، سبک حمل و نقل در جامعه، وجوه مختلفی که ابزار تولید چه تولید کشاورزی و چه تولید صنعتی و... این گونه های سخت افزاری تمدن است. وجه نرم افزاری تمدن عبارت است از آن بینش هایی که این قدرت را به یک جامعه می دهد که بتواند معضلاتش را حل کند و بر نیازهایش فائق بیاید. علم هم در تأمین وجه نرم افزارانه تمدن و هم در تأمین وجه سخت افزارانه تمدن، سهیم است؛ وارد این بحث نمی شوم که آیا علم جزء تمدن است یا علم برون مرزی تمدن است؟ ولی به هر جهت هم در جنبه نرم افزارانه و هم در جنبه سخت افزارانه، علم در تمدن ایفای نقش می کند. در علوم طبیعی خیلی روشن است وقتی با علوم طبیعی مواجه می شویم این رشد علوم طبیعی در جنبه نرم افزارانه هم در خوانش ها و بینش هایی که می تواند جامعه ای را بر مسائل و مشکلاتش فائق بیاورد، کمک می کند و هم خروجی تکنولوژیک علم، چهره سخت افزارانه تمدن را دگرگون می کند و جامعه را قادر می کند در تصرف طبیعت و شکل دهی آن جنبه های سخت افزارانه موفق تر باشد.

نکته ای که معمولاً از آن غفلت می شود، نقش عظیمی است که علوم انسانی می توانند در مسأله تمدن ایفا کنند. به عنوان مثال تمدن معاصر غربی منحصراً محصول رشد علوم طبیعی و تکنولوژی برآمده از آن علوم طبیعی نیست بلکه مرهون رشد علوم انسانی هم به غایت می باشد، یعنی آن چه که مشاهده می کنیم به عنوان تمدن معاصر چه در وجه نظام سیاسی، اقتصاد، مناسبات اجتماعی، تغییر سبک زندگی و عرصه زندگی و معیشت، همه این موارد مرهون رشد علوم انسانی است. چون علوم انسانی با خود، نهاد سازی های لازمش را می آورد یعنی اینکه مثلاً امروزه مشاهده می کنیم که جوامع به سمت پارلمان، مشارکت عمومی، نقش آفرینی احزاب، نهادسازی های نظارتی، شکل دهی نظام بروکراتیک یا چابک کردن و ارتقاء نظام بروکراتیک می روند یا مثلاً در حوزه اقتصاد، بانک، بورس و سیستم های مبادلات مالی و... در بحث رشد بازرگانی بین المللی، ابداع انواع و اقسام ماهیت های حقوقی در حوزه اقتصاد این ها همه محصول علوم انسانی است یعنی پیشرفت علم اقتصاد، علوم سیاسی فقط در مغزها و کتاب ها نیست، خروجی عینی در بستر عینیت جامعه، تمدن سازانه دارد. کما اینکه علم فقط فرمول هایی در ذهن عالمان نیست و خروجی تکنولوژیک دارد یعنی همانگونه که علوم طبیعی خروجی اش تکنولوژی می شود، علوم انسانی هم خروجی اش نهاد سازی های اجتماعی و سیستم سازی های حکمرانی در عرصه های مختلف می شود.

بنابراین علوم انسانی خیلی مهم است اگر ما می خواهیم پیشرفت اسلامی، گفتمان انقلاب اسلامی و اهداف انقلاب اسلامی را در داشتن یک جامعه عادلانه عاری از فساد، معنویت گرا و وفق ارزش های اسلامی داشته باشیم، یکی از ابزارهای بسیار مهم آن شکوفائی علوم انسانی اسلامی است. همانگونه که علوم طبیعی و رشد تکنولوژیک یک جامعه حمایت و پشتیبانی می خواهد علوم انسانی هم پشتیبانی و حمایت می خواهد لکن جنس این حمایت و پشتیبانی فرق می کند. یکی از توفیقاتی که خداوند متعال به آقای دکتر ستاری داده این است که در یک جایگاهی قرار گرفته است که می تواند به رشد علمی و تکنولوژیک کشور کمک کند. جنس حمایت ها در علوم طبیعی فرق می کند مثلاً ما باید آزمایشگاه ها و لابراتوارها را تقویت کنیم، ابزارهای تحقیق را پیشرفته کنیم، به high-tech دست پیدا کنیم که بتوانیم در فناوری و این امور جلو برویم، اما در علوم انسانی، جنس حمایت ها متفاوت است. برای علوم انسانی آزمایشگاه و ابزارهای تکنیکال نمی خواهیم. برای رشد، پیشرفت و حمایت از علوم انسانی، احتیاج به خودآگاهی معرفتی در چهار مورد می باشد؛

1- ماهیت علوم انسانی را بشناسیم به درکی عمیق از ابعاد و لایه های علوم انسانی برسیم که علوم انسانی چیست؟ و چه کاری می تواند انجام دهد؟ جایگاهش در نظام معرفتی و تمدن سازی بشر چیست؟

2- نیازمند به مسأله خوانش انتقادی علوم انسانی موجود هستیم ما باید نسبت به واقعیت علوم انسانی موجود به یک درک انتقادی و آگاهانه برسیم از حالت انفعال و حالت دلدادگی کور و تقلید وار نسبت به علوم انسانی موجود بیرون بیائیم و به یک خوانش انتقادی برسیم.

3- نیازمند این هستیم که بدنبال حل مسائل بومی خودمان باشیم. اساساً در جهان علوم و نظریه پردازی ها و تولید علم برای پاسخ دادن به پرسش هاست. در حوزه علوم انسانی بیشتر این مسأله رخ می کند معمولاً اگر به تاریخ علوم توجه کنیم مثلاً علوم سیاسی را در نظر بگیرید معمولاً عالمان درگیر مسائل عینی جامعه خودشان بودند و برای درمان این مسائل عینی جامعه خودشان نظریه پردازی کردند آثار هابز و جان لاک را بخوانید دقیقاً متأثر از اوضاع سیاسی اجتماعی قرن 17 انگلیس و جنگ هایی داخلی که در انگلیس بود، می باشد. در واقع ایده لیبرالیسم توسط جان لاک تئوریزه می شود برای این که راه حل برای آن جغرافیای سیاسی و فکری که در آن زندگی می کند، ارائه کند در حوزه اقتصاد و مطالعات اجتماعی هم همین طور است یعنی همیشه عالم یک چشم به واقعیت های عینی جامعه اش دارد و سپس می کوشد تا راه حل را پیدا کند. لذا گام سوم این است که ما احتیاج داریم به مسائل خودمان معطوف شویم. هم اکنون در فضای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور چه معضلاتی داریم، فکر کنیم و برای این ها نظریه پردازی و راه حل پیدا کنیم.

4- شکل گرفتن و جدی تر شدن فرآیند تولید علم و نظریه پردازی برای حل این مسائل بومی.

پس این چهار نیاز اصلی است که ما در حوزه علوم انسانی احتیاج داریم. اگر می گوییم علوم انسانی احتیاج به حمایت دارد جنس حمایت این است یعنی ما باید کمک کنیم جامعه علمی ما عطف توجه به چنین مسائلی کند، علوم انسانی، نگاه انتقادی و خوانش انتقادی را تقویت کند. بومی سازی عطف توجه در علوم انسانی باید اتفاق بیافتد و سپس چرخ دنده تولید علوم انسانی اسلامی به حرکت در بیاید. این طرح گفتمان نخبگان علوم انسانی در خدمت همچین حمایتی است یعنی این طرح، طراحی شده است برای اینکه کمک کند این اتفاقات بیافتد البته ما طبعاً می توانیم گام های مقدماتی را برداریم. گام اصلی را شماهایی باید بردارید که پس از این خودآگاهی عمیق معرفتی وارد میدان تولید و حل مسأله شوید و این اتفاق باید بیافتد.

در پایان اولاً از شخص حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای پارسانیا تشکر می کنم که از پیش قراولان این حرکت در دفتر تبلیغات اسلامی بودند و در واقع جزء هسته و طراح اصلی این طرح بودند. ما و دوستان دیگر هم در کنار ایشان تلاش کردیم این جریان راه بیافتد و بحمدالله این سال پنجم است. تشکر می کنم از آقای دکتر ستاری که امسال با این برنامه ارتباط گرفتند و کمک کردند و امیدوارم که این همکاری إن شاء الله مستدام باشد و از عزیزان دست اندر کار این گفتمان در دانشگاه باقرالعلوم (ع) تشکر می کنم و امیدوارم این گام، گام مورد رضایت خداوند باشد و به عنوان خادم شما در دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم هر قصور و تقصیری که در این دوره باشد را بنده پیشاپیش عذر خواهی می کنم و خداوند همه شما را سلامت دارد و با این کوله بار عمیق معرفتی به اوطانتان برگردید.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.