پایگاه اطلاع رسانی استاد احمد واعظی

فضای رسمی حوزه با «آزادی بیان حقیقی» فاصله دارد/برخی با تفسیر های مضیق خود از حوزه انقلابی ، «غیریت سازی» می کنند

0

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین احمد واعظی در بخش دوم گفت وگو با شفقنا، وضعیت کیفی و علمی کرسی های درس خارج، تضارب آراء و آزاد اندیشی در حوزه علمیه امروز و همچنین مفهوم و ویژگی های حوزه انقلابی را مورد بررسی قرار می دهد و درباره بُعد علمی تأکید می کند: «در حوزه علمیه امروز در حد و وسعتی که انتظار داریم دلباختگی به آموختن، تحمل دشواری ها و در عین حال همت بالا داشتن برای آموختن، مشاهده نمی شود.»

استاد واعظی «آزادی بیان» و «آزاداندیشی» را در دو فضای رسمی و غیر رسمی حوزه متفاوت از یکدیگر می داند و معتقد است: «فضای رسمی حوزه، نسبت به گذشته تنگ تر شده و با آزادی بیان به معنای واقعی کلمه فاصله داریم. در حقیقت گروه های فشاری هستند که با تنگ نظری و تصورات محدودی که دارند، نهادها را تحت فشار قرار می دهند و به نوعی یک خودسانسوری در این نهادها ایجاد کردند».

وی می گوید: «بسیاری از دلبستگان نظام و انقلاب، آرزوی تأسیس تمدن نوین اسلامی را دارند، اما اگر ما در درون حوزه نتوانیم با یکدیگر گفت وگو کنیم و همدیگر را تحمل کنیم، چطور می خواهیم برای جهانیان تمدن درست کنیم؟! وقتی تمدنی شکل می گیرد که نخبگان، صنعتگران، هنرمندان، صاحبان فکر و اندیشه آن جامعه اجازه بروز و ظهور علمی و معرفتی داشته باشند بنابراین اگر کسی واقعاً دلسوز انقلاب، رهبری و اهداف ایشان باشد و نسبت به انقلاب تعهد داشته باشد، باید متحمل دیگران بوده و رو داری نسبت به صاحبان فکر و اندیشه داشته باشد در عین حال باید فضای نقد و بررسی موشکافانه علمی، تضارب آراء، نقد عالمانه و توأم با اخلاق در حوزه ها بسیار پر رنگ شود».

استاد واعظی نیم نگاهی به محورهای هفت گانه حوزه انقلابی دارد و عنوان می کند که منظور و تصور از حوزه انقلابی، تأسیس حوزه ای جدید نیست بلکه بحث وضعیت شناسی حال و حاضر حوزه ها به لحاظ  نگرش، تعهد و نگرانی نظری و عملی نسبت به انقلاب و اهداف انقلاب است. باید بررسی شود که میزان نارضایتی حوزویان نسبت به عملکرد حاکمان، مدیران و دولت ها در چه وضعیتی است؟ امیدواری و نگاه مثبت به آینده انقلاب در چه سطحی است؟

بخش دوم گفت وگوی تفصیلی شفقنا با استاد احمد واعظی، رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، نماینده رهبر انقلاب در امور دانشجویان خارج از کشور و عضو شورای انقلاب فرهنگی را ملاحظه می فرمایید:

* حوزه علمیه قم مقدسه، از نظر کمی به بزرگترین حوزه علمیه جهان تشیع  تبدیل شده است و دامنه تاثیرات آن صرفا در حوزه دینی خلاصه نشده است. با توجه به دامنه تاثیرات حوزه علمیه قم، تا چه اندازه این حوزه از نظر کیفیت نیروی انسانی و عمق علمی و پژوهشی  و تولید علم ظرفیت های لازم را در خود ایجاد کرده است و از این نظر در چه وضعیتی قرار دارد؟

«رشد کمی» با «ارتقای کیفیت» در حوزه ها توازن و هماهنگی ندارد

«رشد کمی» با «ارتقای کیفیت» در حوزه ها توازن و هماهنگی ندارد. به عبارت دیگر همسو و هم وزن با رشد کمی، رشد کیفی در حوزه ها ایجاد نشده است. به عنوان مثال با وجود کثرت جمعیت طلاب، حتی در مواقعی که آموزش ها منتهی به مدرک است، پژوهش هایی که انجام می گیرد بعضاً کیفیت لازم و مورد انتظار را ندارند. کما اینکه در مقایسه با خروج های گذشته، دانشگاه های امروز هم به همین صورت هستند. در حال حاضر انبوه فارغ التحصیلان دانشگاهی را شاهدیم، اما سطح علمی بخش بزرگی از خروجی دانشگاه های امروز  از نظر کیفی در سطح پایینی قرار دارند.

 

* مرجع پروری و مجتهدپروری خصیصه ذاتی حوزه های علمیه است و در کلام برخی بزرگان داریم که باید ۵۰ سال بگذرد تا یک مجتهد از حوزه خارج شود و باز به اذعان برخی از صاحبنظران این حرکت در چندسال اخیر به کندی صورت گرفته است، پیش بینی شما در مورد خروجی های حوزه به عنوان مجتهد و استاد و همچنین تربیت نیروی صالح برای تبیین و ترویج معارف اسلام و اهل بیت علیهم السلام در دهه های آینده چیست؟

ظهور و بروز نخبگان دانشی و علمی صرفا منوط به عنصر مدیریت و امکان های پرورشی نیست بلکه همت های عالی افراد نیز در این زمینه موثر است. فاکتورها و عوامل متعددی از نبوغ فردی تا اساتید، شرایط و همت، دخیل می شوند در اینکه شخصی در یک رشته ای به قله دانش برسد. بسیاری از صاحبان نبوغ و استعداد هستند که استعداد بالایی دارند، اما رنج تلاش بسیار مضاعف را برای به قله علم رسیدن، بر خود هموار نمی کنند یا برخی تلاش کافی دارند، اما استعداد لازم را ندارند یا شرایط لازم برای آنان فراهم نمی شود.

در حوزه امروز در حدی و وسعتی که انتظار داریم دلباختگی به آموختن، تحمل دشواری ها و در عین حال همت بالا داشتن برای آموختن، مشاهده نمی شود؛ با این حال اکنون نمی توانیم پیش بینی کنیم که افراد صاحب همت عالی در حوزه نیستند یا در آینده ظهور و بروز نمی کنند و وارد حوزه نمی شوند.

بزرگان حوزوی در گذشته علی رغم اینکه با مشکلات و محدودیت های بسیاری مواجه بودند، اما انگیزه و تلاش های علمی فراوانی داشتند. به عنوان مثال مرحوم آخوند خراسانی بیان کردند که برخی از شب ها از گرسنگی خوابشان نمی برد. یا مرحوم آیت الله منتظری با مرحوم شهید مطهری هم سُفره و هم بحث بودند، آقای منتظری نقل می کردند که یک روز ظهر آقای مطهری گفتند که هیچ چیزی برای خوردن نداریم و هیچ پولی هم نداریم و آقای منتظری می گوید که من تا مسجد امام حسن(ع) رفتم بلکه یک طلبه آشنایی را پیدا کنم و برای خرید نان پولی از او قرض بگیرم، اما طلبه آشنایی نیافتم و گرسنه به مدرسه فیضیه بازگشتم. شهید مطهری و آقای منتظری با اینکه گاهی دچار چنین فقری می شدند، اما در عرصه علم و فقاهت و برجستگی های علمی در حوزه ممتاز بودند. متأسفانه چنین روحیه ای در حوزه امروز نیست.

من اوایل طلبگی در مدرسه مرحوم آیت الله مجتهدی خدمت آیت الله رئوفی درس لمعه و اصول فقه می خواندم، ایشان می گفت: «ما هر روز در ایام تحصیل در نجف اشرف مصیبت شکم داشتیم و از نظر مالی وضعیت بسیار نامناسب بود.» بزرگان حوزوی در گذشته با آن فقر، حوزه و درس را ترک نمی کردند و مجدّانه به تحصیل ادامه می دادند، اما حوزویان و طلاب امروز چنین روحیه ای ندارند.

نکته دیگر اینکه، حوزه همیشه یک تناسبی با جامعه دارد و از سوی دیگر جامعه امروز هم به لحاظ روحیات معنوی، علمی، قناعت و شرایط فرهنگی بسیار با گذشته متفاوت است. جامعه امروز در مقایسه با گذشته، توقعات بیشتری از زندگی دارد و امکانات بیشتری برای موفقیت در عرصه های مختلف طلب می کند در حالی که در گذشته با امکانات بسیار کم، همت های عالی برای موفقیت داشتند. این تفاوت فرهنگی در سطح عمومی و سطح حوزه میان گذشته و حال یک واقعیت است که اتفاق افتاده و سبک زندگی و دامنه انتظارات از زندگی تغییر کرده واین تغییر نتایج و پی آمدهای خود را دارد بی آنکه بخواهیم داوری انتقادی داشته باشیم.

 

* امروز کرسی های دروس خارج در عرصه پاسخگویی به مسائل مستحدثه در اجتهاد چگونه است؟

محل تلاقی پژوهش های حوزویان با فضای مدیریت و اداره جامعه بسیار اندک است

معتقدم در کرسی های درس خارج به مسایل مستحدثه و مسایل مربوط به مشکلات نظام تا حدی پرداخته می شود، اما این پرداختن دانشی، یک چرخه کاملی را طی نمی کند. به طور کلی پژوهش در کشور ما یک آفت دارد که اختصاص به حوزه ندارد و محیط دانشگاهی نیز گرفتار این آفت هستند. اساساً دو روند موازی داریم: یک روند؛ پژوهش و تولید محتوای دانشی توسط حوزویان و اهل علم دانشگاه؛ و روند دیگر، فضای مدیریت و اداره جامعه، که محل های تلاقی این دو رود به غایت اندک است.

امروز برنامه ریزان، قانونگذاران، مجریان و مدیران تا چه اندازه از ظرفیت تحقیقات دانشگاهی برای حل مسایل اقتصادی، اجتماعی، روانشناسی، جامعه شناختی و سیاسی استفاده می کنند؟ کافی است پای درد و دل اهل تحقیق برجسته این کشور در محیط های علمی بنشینید و ببینید که چقدر نالان هستند از اینکه گوش شنوایی نیست و عمده تصمیمات در کشور براساس نتایج شبه علم و تجارب فردی قانونگذاران و مدیران گرفته می شود. در حقیقت میان محققان و و دانشیان وتصمیم سازان و مدیران اجرایی یک ارتباط طبیعی، مستمر و تعریف شده ای وجود ندارد. در حوزه علمیه نیز هم از ناحیه حوزویان و هم از ناحیه مدیران و برنامه ریزان عناصر حاکمیتی کوتاهی می شود. اهل فضل و علم گمان می کنند که اگر به مسایل در درس خارج و تحقیقات فردی خود پرداختند یا صوت صحبت های خود را در شبکه های اجتماعی در اختیار همگان قرار دادند یا اینکه دست به قلم شدند و یافته و تحقیق خود را به چاپ رساندند، رسالتشان تمام شده در حالی که به نظر من چنین نیست و یک قدم دیگر باید برداشته شود و آن اخذ خروجی کاربردی و راهبردی از آن پژوهش است.

 

ضرورت تکمیل چرخه پژوهش در تحقیقات حوزوی و دانشگاهی

یک عالم و پژوهشگر حوزوی باید به چالش قضایی و تقنینی و مدیریتی در مسایل مستحدثه مورد بحث و تحقیق خود آگاه باشد. یک قانونگذار، مدیر اجرایی و برنامه ریز هرگز فرصت ندارد، یک پژوهش ۵۰۰ صفحه ای را بخواند و حتی اگر این پژوهش را مطالعه کند، بخش هایی از آن که تخصصی است را متوجه نمی شود. اما اگر از پژوهش ها، خروجی راهبردی استخراج گردد و براساس این پژوهش مواد قانونی در مجموعه قوانین کشور قرار گیردو یا راهکاری عملی و راهبردی برای حل مسئله ای فرهنگی و اجتماعی عرضه شود، در این صورت می توان امیدوار بود که برخی از مشکلات کشور برطرف شود. متأسفانه امروز در عرصه سیاستگذاری، اجرایی و قانونگذاری از پژوهش ها به عنوان راه حل های راهبردی و کاربردی استفاده نمی شود و ضروری است که عالمان دانشگاهی و حوزوی در جهت جبران این نقص تلاش کنند. تحقیقات علمی، فنی، حوزوی و دانشگاهی باید یک لبه کاربردی و راهبردی پیدا کنند تا مثمرثمر باشند.

 

فضای مدیریت و حکمرانی به روی کانون های علمی گشوده نیست

نقص جدی دیگری وجود دارد و آن اینکه فضای مدیریت و حکمرانی به روی کانون های علمی گشوده نیست. ممکن است یک وزیر یا مدیر در لفظ بگوید؛ «آماده دریافت کمک های حوزه و دانشگاه  در حل مسایل مختلف هستیم»، در صورتی که این آمادگی، ریل گذاری نشده و به یک جریان طبیعی تبدیل نشده است اتفاق مبارکی نمی افتد.  رود علم با رودخانه مدیریتی نقاط تلاقی تعریف شده ای ندارند و به نظرم مشکلی اساسی است که باید برطرف گردد.

ریل گذاری در بسیاری از کشورهای دنیا افتاده است، در این کشورها به شکلی کاملاً طبیعی، تحقیقات دانشگاهی بر اساس سفارش های پژوهشی نهادهای مدیریتی، صنعتی و تجاری جامعه است و در واقع این نهادها راه حل معضلات خود را از نهاد علم می خواهند؛ اما متأسفانه این چرخه و تعامل در کشور ما وجود ندارد.

 

* در صورتی که روند فعلی ادامه پیدا کند، چه آینده ای در انتظار عرصه های مدیریتی و پژوهش های علمی است؟

اگر پیوند میان علم، قانون و عمل مدیران ایجاد شود، رشد علم جهت دار و مثمر ثمر خواهد بود. کام جامعه وقتی از تحقیقات و پژوهش های علمی شیرین می شود که از تحقیقات و پژوهش ها علمی در اداره جامعه، بهینه کردن حکمرانی و رفع معضلات و مشکلات کشور استفاده گردد در غیر این صورت جامعه ثمره ی پیشرفت های علمی را حس نخواهد کرد.

 

* مساله مهم در مراکز علمی و به ویژه حوزه بحث تضارب آراء و افکار  و آزاد اندیشی علمی است، این دیدگاه وجود دارد که چندسال اخیر تک صدایی در حوزه پیدا شده و کمتر مجالی برای ظهور و حضور افکار یا جریانات دیگر از جمله نو اندیشی دینی دیده می شود و همین می تواند سبب افول روند علمی حوزه شود، آیا با این دیدگاه موافق هستید؟  اگر همین سیر در حوزه ادامه پیدا کند، آینده حوزه را چگونه می بینید؟ آیا اساسا جریانی به نام نواندیشی دینی در حوزه و متمایز از جریان اصلی و سنتی حوزه وجود دارد؟ یا این جریان در بطن حوزه جاری و ساری بوده است؟

فضای رسمی حوزه، نسبت به گذشته تنگ تر شده و با آزادی بیان به معنای واقعی کلمه فاصله داریم

در مساله آزاد اندیشی و تضارب آراء در حوزه به نظرم باید دو فضا را از یکدیگر تفکیک کنیم. اول، فضای غیر رسمی مثل فضای مجازی و گروه های اجتماعی یا سایر فضاهایی که امروز به مدد رشد تکنولوژی ایجاد شده است؛ این فضا نسبت به گذشته بازتر شده است، افراد با نظرات و نگرش های مختلف عضو گروه های اجتماعی می شوند و با یکدیگر تضارب آراء دارند؛ تندترین اظهارنظرها نسبت به حاکمیت، سیاست، حوزه و روحانیت و دولتمردان در این فضای غیر رسمی را شاهدیم.

دوم، فضای مکان ها و تریبون های رسمی حوزه است که باید در این فضاها قضاوت کنیم آزاد اندیشی، تضارب آراء و نو اندیشی در چه وضعیتی هستند. معتقدم فضای رسمی حوزه، نسبت به گذشته تنگ تر شده و با آزادی بیان به معنای واقعی کلمه فاصله داریم. این فضا چنان بسته است که اگر یک نهادی در یک جلسه بسیار خصوصی و تخصصی چندین استاد را دعوت کند و یکی از کسانی که دعوت شده، مورد پسند عده ای نباشد، فشارها به آن مرکز بسیار می شود. ممکن است کسانی که این فشارها و هجمه ها را وارد می کنند قلیل باشند، اما صدای بلندی دارند.

یا حتی اگر کسان دیگری غیر از متولیان آن موسسه و مرکز مانند گروهی دانشجویی، از سخنرانی دعوت کنند و بنا بر این باشد که سخنرانی این شخص عمومی نشود، اما به هر طریقی صحبت های این سخنران پخش شود، این اتفاق را به حساب موسسه می گذارند و هجمه ها به این موسسه افزایش می یابد.

 

در مواردی نگاه های سیاسی بر نگاه های فکری سایه می اندازد و محدودیت ها مضاعف می شود

در حقیقت گروه های فشاری هستند که با تنگ نظری و تصورات محدودی که دارند، نهادها را تحت فشار قرار می دهند و به نوعی یک خودسانسوری در این نهادها ایجاد کردند به گونه ای که به خودشان اجازه نمی دهند، در نشست ها و بحث های تخصصی از طیف وسیع تر صاحب نظران دعوت کنند. در حقیقت نگاه های سیاسی بر نگاه های فکری سایه می اندازد و محدودیت ها را مضاعف می کند.

به نمونه مصداقی دیگری در این باره اشاره می کنم؛ در اولین سالگرد وفات آیت الله هاشمی رفسنجانی عده ای در قم مراسم سالگرد برگزار کردند و در این جلسه ابعاد اخلاقی آقای هاشمی را مورد بررسی قرار دادند. مدعوین این جلسه عناصر سیاسی نبودند و سخنران اصلی مرحوم دکتر احمدی، یک رجل کاملاً علمی بودند و همچین حضرت آیت الله  جوادی آملی نیز در این مراسم پیام تصویری دادند.

دفتر تبلیغات برگزار کننده این مراسم نبود بلکه برگزار کنندگان، سالن دفتر تبلیغات را برای این مراسم اجاره کرده بودند. از روزی که این جلسه برگزار شده تا به امروز، بنده باید در قم پاسخگو باشم که چرا در سالن دفتر تبلیغات برای آیت الله هاشمی رفسنجانی مراسم سالگرد برگزار شد، هر چه توضیحات داده می شود، سالن دفتر تبلیغات برای بسیاری از مراسم ها اجاره داده می شود و برای مراسم سالگرد آقای هاشمی نیز این سالن اجاره داده شد و دفتر تبلیغات هیچ نقشی در برگزاری این مراسم نداشته، اما مورد پذیرش قرار نمی گیرد و همچنان به دفتر تبلیغات انتقاد می کنند. این در حالی که آقای هاشمی رفسنجانی از شناسنامه های انقلاب اسلامی و جزو پیش قراولان همراهی با حضرت امام(ره) بود و پیش از انقلاب شکنجه های بسیاری دید و مسئولیت های بسیاری قبل و بعد از انقلاب و تا لحظه وفات از ناحیه مقام معظم رهبری  برعهده داشت،

ایشان هم مانند هر انسان دیگری خطاهایی داشتند و طبیعتاً افرادی با اندیشه و عملکرد ایشان مخالف و عده ای دیگر موافق باشند، دفتر تبلیغات هم ممکن است که به برخی از مواضع ایشان انتقاد داشته باشد و از برخی مواضع ایشان دفاع کند؛ اما برخی فضا را به گونه ای تنگ می کنند که یک مرکز رسمی حتی نتواند یک مکان را در اختیار دیگران قرار دهد! از این جهت جای تأسف است. این حد از تنگ نظری و پایین بودن آستانه تحمل، مطابق مبانی امام(ره) و رهبری نیست و زنگ خطری برای حوزه هاست.

 

اگر سلایق یکدیگر را تحمل نکنیم، می توانیم به سمت تمدن نوین حرکت کنیم؟!

بسیاری از دلبستگان نظام و انقلاب، آرزوی تأسیس تمدن نوین اسلامی را دارند. یکی از شعارهای اصلی مقام معظم رهبری حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی است و بیانیه گام دوم انقلاب رهبری، در واقع ریل گذاری برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی است. اگر سلایق یکدیگر را تحمل نکنیم، می توانیم به سمت تمدن نوین حرکت کنیم؟! ممکن است تحلیل و نگرش افراد نسبت به برخی از شخصیت ها تفاوت داشته باشد، اگر ما در درون حوزه نتوانیم با یکدیگر گفت وگو کنیم و همدیگر را تحمل کنیم، چطور می خواهیم برای جهانیان تمدن درست کنیم؟ اساس تمدن تحمّل نسبت به صاحبان اندیشه، هنر، علم، صنعت است. وقتی تمدنی شکل می گیرد که نخبگان، صنعتگران، هنرمندان، صاحبان فکر و اندیشه آن جامعه اجازه بروز و ظهور علمی و معرفتی داشته باشند.

به تمدن اسلامی در گذشته و عملکرد آل بویه نگاه کنید. حکومت آل بویه یکی از مظاهر رشد و شکوفایی تمدن اسلامی است، آل بویه با اینکه شیعه بودند، در بغداد که مهد تسنن است، حاکم می شوند و چنان ملاطفت و فضاسازی ایجاد می کنند که شیخ مفید و سید مرتضی و بسیاری از بزرگان شیعه، قد علم می کنند و در دولت آل بویه شکوفا می شوند. از میان اهل سنت هم بسیاری از شخصیت های بزرگ علمی رشد می کنند و جامعه به شکوفایی می رسد. این بردباری، تحمل و رواداری آل بویه بود که اجازه داد، نخبگان اهل تسنن مانند شیعه بروز علمی پیدا کنند و در نتیجه جامعه در جهات مختلف علمی شکوفا شود و رشد پیدا کند.

بنابراین اگر کسی واقعاً دلسوز انقلاب، رهبری و اهداف ایشان باشد و نسبت به انقلاب تعهد داشته باشد، باید متحمل دیگران بوده و رو داری نسبت به صاحبان فکر و اندیشه داشته باشد در عین حال باید فضای نقد و بررسی موشکافانه علمی، تضارب آراء، نقد عالمانه و توأم با اخلاق در حوزه ها بسیار پر رنگ شود.

 

* از موضوعات دیگر مرتبط با حوزه، نسبت با حکومت و سیاست که این روزها بحث حوزه سکولار یا انقلابی نیز در برخی محافل مطرح شد،  نسبت با عدالت اجتماعی، نسبت با اندیشه های تقریبی و ارتباط با سایر مذاهب و ادیان،  بررسی پاسخ به پرسش های اجتماعی و شبهات و رویکردها نسبت به جریانات فرقه ای و خرافات و جهل همچنین مراقبت نسبت به سلوک اجتماعی و محبوبیت و مردمی بودن روحانیت و مراقبت نسبت به ریشه دوانیدن مقدس مآبی گری و افراطی گری و نهایتا معیشت روحانیت است که این روزها درباره آن مطالبی از سوی بزرگان نیز مطرح شده است. در هر یک از موارد مطرح شده، حوزه در چه وضعیتی قرار دارد و دیدگاه شما چیست؟

 حوزه انقلابی و سکولار بحثی مفصل، جالب و مهم است و در این مجال فقط به سر تیترهای بحث اشاره می کنم. به این معنا که بحث جامع و عمیق در این موضوع نیازمند ورود جدی در محورهای چندگانه زیر است.

محور اول؛ «مفهوم شناسی» حوزه انقلابی است. هر واژه ای، مفهومی دارد و تلقی ها یا تفاسیر مختلفی از این مفهوم وجود دارد. مثلاً عدالت و آزادی، یک مفهوم هستند، اما نسبت به عدالت و آزادی تلقی ها و تفاسیر مختلفی وجود دارد. واژه حوزه انقلابی نیز یک مفهوم است، اما ممکن است که تفاسیر متفاوتی از آن وجود داشته باشد. بنابراین فضای بحث، چیستی حوزه انقلابی است. برخی از مفاهیم عرفی و برخی شرعی هستند و به نظر من حوزه انقلابی از مفاهیم عرفی نیست تا بتوانیم آن را از طریق واکاوای ارتکازات عقلایی و عرفی معناکاوی کنیم بلکه از جمله مفاهیمی می باشد که مخترع است. لذا بهترین مرجع و مبنا برای تشخیص اینکه مراد از حوزه انقلابی چیست، مراجعه به نقطه نظرات حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب است. باید بررسی کنیم که این بزرگان از حوزه انقلابی چه تصوری دارند؟ تلقی ها از حوزه انقلابی باید خود را با تلقی که امام و رهبری از حوزه انقلابی داشته و دارند، محک بزنند.

 

برخی با تفسیر های مضیق خود از حوزه انقلابی ، غیریت سازی می کنند

محور دوم؛ «جریان شناسی» است. امروز جریان ها و حرکت هایی در حوزه حضور دارند که خود را از مصادیق حوزه انقلابی می دانند و با تعریفی که از حوزه انقلابی و جریان خود دارند، غیریت سازی می کنند و دیگران را به عنوان سکولار و حوزه  سکولار ذکر می کنند. میزان غیریت سازی اینان باز می گردد به اینکه از هر جریان و حوزه انقلابی چه تعریف و مفهومی دارند. در حال حاضر اگر پای صحبت برخی از انقلابیون حوزه بنشینیم، برخی، حتی برخی دیگر از جریانات انقلابی را انقلابی نمی دانند.

جریان شناسی حوزه انقلابی باید مورد تحقیق و مطالعه قرار گیرد و بررسی گردد داعیه داران حوزه انقلابی به چند دسته و جریان تقسیم می شوند و تلقی هر جریان از حوزه انقلابی چیست و غیریت سازی ها را بر چه اساسی صورت می دهند و غیر خود را چه می داند!؟ غیریت سازی ها بعضا با تفاسیری به شدت تنگ و محدود از حوزه انقلابی انجام می شود و بسیاری از حوزویان علاقه مند به سرنوشت نظام و انقلاب از دایره حوزه انقلابی بیرون می افتند

 

منظور و تصور از حوزه انقلابی، تأسیس حوزه ای جدید نیست

محور سوم؛ بررسی «نسبت حوزه با انقلاب» است. منظور و تصور از حوزه انقلابی، تأسیس حوزه ای جدید نیست چرا که حوزه از ابتدا منشا و راهبر انقلاب بوده و پیوند انقلاب با حوزه یک پیوند واقعی و تاریخی است. بلکه بحث از نسبت حوزه و انقلاب وضعیت شناسی حال و حاضر حوزه ها به لحاظ  نگرش، تعهد و نگرانی نظری و عملی نسبت به انقلاب و اهداف انقلاب است. باید بررسی شود که میزان نارضایتی حوزویان نسبت به عملکرد حاکمان، مدیران و دولت ها در چه وضعیتی است؟ امیدواری و نگاه مثبت به آینده انقلاب در چه سطحی است؟

ارتباط حوزه با انقلاب یک ارتباط مصنوعی نیست بلکه طبیعی و واقعی و در حال بسط است. در حال حاضر بسیاری از علما و فضلا دلبسته و دلنگران انقلاب هستند و احساس تعهد می کنند که باید به وظایف خود عمل کنند؛ افراد بسیار شایسته و خدوم در حوزه بیان می کنند که ما بدهکار انقلاب هستیم. بسیاری از علما و فضلای برجسته نگران این هستند که آیا مسئولیت تاریخی خود را در قبال انقلاب انجام دادند یا در این زمینه کم کاری هایی داشتند؛ آنان به این انقلاب عشق می ورزند و امید دارند که انقلاب و ملت ایران به اهداف اصلی خود برسد.

 محور چهارم، «مولفه های حوزه انقلابی مطلوب» است.

محور پنجم، «وضعیت شناسی انقلابی گری در حوزه و بررسی نقاط قوت و ضعف» است. این محور با جریان شناسی پیوند می خورد، اما وسیع تر است و وضع موجود حوزه انقلابی به لحاظ نقاط قوت و ضعف و چالش های پیش رو تحلیل می شود.

محور ششم، «راه برون رفت از وضع موجود به وضع آرمانی» است. برای اینکه حوزه انقلابی بتواند در خدمت تحقق اهداف عینی انقلاب قرار گیرد، نقشه راه برون رفت از وضع موجود و راهبردهای اساسی چیست؟

محور هفتم، «آینده پژوهی حوزه انقلابی با توجه به روندهای موجود» است. با روند موجود چه سناریوهایی برای آینده حوزه انقلابی می توان ترسیم کرد؟ روندهای موجود چه افقی را ترسیم می کند؟

معتقدم در بحث جامع درباره حوزه انقلابی این ۷ محور اساسی و مهم باید مورد بررسی قرار گیرند و انتظار می رود حوزویان، اهل فضل و دلسوزان انقلاب در این مسیر حرکت کنند.

https://fa.shafaqna.com/?p=1308888
مطالب مرتبط