پایگاه اطلاع رسانی استاد احمد واعظی

عدالت اجتماعی

0

تحقیق و نظریه پردازی در عدالت اجتماعی، میدان وسیعی از مسائل و موضوعات را در برمی گیرد که برخی بر برخی دیگر تقدم رتبی و منطقی دارند. بخش هایی از عدالت پژوهی که مشتمل بر ارائه مدل و ایده ای جهت تغییر وضع موجود به سوی وضع مطلوب عادلانه است، گرچه از جذابیت بیشتری برخوردار است، به ناچار متوقف بر اتخاذ موضع و نظریه پردازی در باره مباحث پایه ای و مبنایی و به لحاظ رتبی مقدم تر است.

تحقیق حاضر، معطوف به پاسخ به پاره ای پرسش های مهم مربوط به عدالت اجتماعی در رتبه سابق بر بحث، در اصول عدالت و معیارها و مبناهای عدالت اجتماعی است؛ به تعبیر دیگر، در یک تقسیم بندی کلی، مباحث مربوط به عدالت اجتماعی را می توان به سه دسته ی چیستی، چرایی و چگونگی تقسیم کرد و دو دسته اول داخل حریم تحقیق حاضر است و بحث در چگونگی عدالت و اصول و معیارهای تحقق بخش عدالت اجتماعی، پس از گذر از حل مباحث مربوط به چیستی و چرایی عدالت اجتماعی، مجال طرح پیدا می کند که نگارنده امیدوار است در گام بعدی عدالت پژوهی خویش بر آن متمرکز شود.

این نوشته در چهار فصل سامان یافته است: فصل نخست که به چیستی عدالت اجتماعی می پردازد، پس از واکاوی برخی مباحث مربوط به مفهوم شناسی عدالت و جایگاه واقعی آن در نظریه پردازی عدالت به تبیین مراد از عدالت اجتماعی به ویژه نسبت آن با عدالت توزیعی و تطورات تاریخی آن می پردازد.

فصل دوم متمرکز بر چرایی و ضرورت عدالت اجتماعی و نظریه پردازی درباره تغییر آرایش مناسبات اجتماعی بر وفق هرگونه مدل و الگوی عادلانه است.ضرورت نظریه پردازی درباره عادلانه ساختن ساحت های مختلف حیات جمعی با انکارها و مخالفت هایی روبرو است که در این فصل، درباره برخی از اصلی ترین ادله ی منکران آن بحث شده است. پاره ای مخالفت ها وانکارها درون سنت لیبرالیسم شکل گرفته و پاره ای در فضای تفکر اسلامی و شریعت گرایی نشئت گرفته است؛ از این رو بخش چشمگیری از این فصل، به بررسی نسبت شریعت و نظریه پردازی عدالت اختصاص یافته است.

بحث چرایی و ضرورت عدالت اجتماعی، به طور طبیعی با مسئله نسبت ارزش عدالت و دیگر ارزش ها و فضایل اجتماعی پیوند می خورد؛ بنابراین فصل سوم کتاب حاضر به تبیین مراد از ارزش های اجتماعی و جایگاه عدالت و نسبت آن با دیگر ارزش های اجتماعی اختصاص دارد. در انتهای این فصل نیز گذرا به جایگاه عدالت در میان فضایل جامعه سیاسی از منظر درون دینی پرداخته ایم.

فصل چهارم کتاب که در قالب نظریه ای با عنوان “نظریه ارزش اخلاقی فراگیر و خودبسنده عدالت” مطرح شده است، درواقع می کوشد اصلی ترین نکات مختار و مورد پذیرش نویسنده را در دو مبحث مهم چیستی و چرایی عدالت اجتماعی تجمیع و در قالب یک نظریه منسجم عرضه کند. این نظریه مشتمل بر سه رکن مفهومی، ارزشی و موضوعی است که در فصل چهارم به این سه رکن پرداخته می شود.

امید است این اثر که نگارنده به لطف و عنایت الهی، به اتمام آن موفق شد، مورد توجه و استفاده علاقه مندان و پژوهشگران عرصه عدالت اندیشی قرار گیرد.

مطالب مرتبط